الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
446
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
مردم بامدادان منتظر بيرون آمدن عبيداللَّه بودند كه بيايد با آنها نماز بخواند و نيامد تا اين كه صبح شد و او را جستند و نيافتند ، از اينرو قيسبن سعدبن عباده با ايشان نماز گزارد و سپس خطبه خواند و گفت : اى مردم ! شما را بيمناك نسازد ، و كارى را كه اين مرد حريص ترسو انجام داده است مهم نشماريد ، زيرا كه اين مرد ، پدر و برادرش تا به امروز هرگز كار خيرى انجام ندادهاند ، همانا پدرش يعنى عموى رسولخدا صلى الله عليه و آله از مكه براى جنگ بدر درآمد ، پس ابواليسر كعببن عمروانصارى او را اسير گرفت و نزد رسولخدا صلى الله عليه و آله آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله جزيهء او را گرفت و بين مسلمانان تقسيم كرد ، و برادرش را اميرالمؤمنين على عليه السلام به استاندارى بصره گمارد و او مال خدا و مال مسلمين را دزديد و با آن چندين كنيز خريد ؛ و معتقد بود كه اين اموال بر او حلال است و اين مرد را نيز على عليه السلام بر يمن والى كرد ، و او از دست بسربن ارطاة فرار كرد و فرزندانش را جا گذاشت تا كشته شدند و اكنون نيز اينكار را كرد كه ديديد ! راوى مىگويد : مردم همگى گفتند : خدا را شكر كه او را از ميان ما بيرون كرد و او به دشمن پيوست ! و تو ما را بر دشمنان چيرهخواهى كرد ، و از آن سو بسربن ارطاة با بيستهزار نفر به سمت ايشان درآمد ، و به ايشان ندا داد كه اينك امير شما ( عبيداللَّه ) بيعت كرده و حسن نيز صلحنموده است پسشما چرا خودتان را به كشتن مىدهيد ؟ ! پس قيسبن سعدبن عباده به ايشان گفت : شما مىتوانيد يكى از اين